علمی
 
 
منوی اصلی
صفحه نخـــــست
چــــاپ صفــــحه
خـــانه كردن وب
ذخـــــیره صفحه
پـست الکترونیک
بایگـــانی مطالب
در باره ی ما
 

سلام به وبلاگ خود خوش آمدید دوستان نظر یادتون نره دوستان اگه تونستید ب اون سایتی ک گفتم هم سری بزنید
موضاعات
[Catgory_Title]
پیوند وبلاگ
[Link_Title]

 

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

زیباترین سایت ایرانی

جدید ترین سایت عکس

نازترین عکسهای ایرانی


آرشیو ماهیانه
خرداد 1394
تیر 1393
اسفند 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
بهمن 1391
آبان 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
نویسندگان
نویسندگان
پیوند وبلاگ
[Link_Title]

:: تمام پیوندها ::
 
طراح قالب و کد های جاوا...

كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها: 39
RSS

طراح قالب و کد های جاوا...

Www.LoxBlog.Com

کد های وجاوا :


انشای یک دانش آموز در مورد ازدواج همراه با غلط های املایی

هر وقت من یک کار خوبی می کنم مامانم به من می گوید پسرم هروقت بزرگ شدی برات یک زن خوب می گیرم تا به حال 5 تا کار خوب کرده ام و مامانم به من قول داده است 5 تا را داده است، حتما ناصر الدین شاه خیلی کار های خوب انجام می داده که مامانش براش به اندازه ی ورزشگاه آزادی زن گرفته بود ، ولی من موتقدم که اصولا انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود چون بابایمان می گوید مشکلات را همیشه آدم میکند .

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند مثل من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم . از لهاز فکری هم باید به هم بخورند ساناز چون سه سالشه هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر حالیش می شه . در عزدواج سن سال اصلا مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بودند که کارشان به تلاغ کشیده شد و چه بسیار آدم های کوچکی که کشیده نشده است مهم اشق است اگر اشق باشد دیگر کسی از سوهرش سکه نمی خواست و دایی مختار هم از زندان در می آمد من تا به حال کلی سکه جمع کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعد به زندان نروم مهریه و شیربلال هیچکس را خوشبخت نمی کند همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سرخرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بوده خوب شاید حقوق چتر باز خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد البته من و ساناز تواهم کردیم که به جای شام عروسی چیپس و خلال نمکی بدهیم . هم ارزانتر است و هم خوشمزه تر است  تازه وقتی می خوریش خش خش هم می کنه .

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است وگرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد . زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد که یک زمین بگیرد میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفتند پایین اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا حتما از زیر زمین می ترسید ساناز هم از زیر زمین می ترسد و همین هم برایش توی باقچه یک خانه ی درختی درست کردم اما ساناز از بالا افتاذد و دستش شکست از آن موقع خاله با من قهر است قهر بهتر از دعواست آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند.    



آخرین مطالب ...
» فروش کلش اف کلنز
» کمی در مورد هواپیما اف 14
» دو دوست و چهل شهر
» سایت کار رو در آمد
» زندگی نامه ی هیتلز
» 15 شگفتی مغز انسان
» 15 شگفتی بدنسان
» یک تصویر زیبا
» کمی در مورد شهر شوش
» طب سوزنی

Home | FeedBack

Copyright © 2008 LoxBlog.Com . All Rights Reserved. Translation Www.NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران