علمی
 
 
منوی اصلی
صفحه نخـــــست
چــــاپ صفــــحه
خـــانه كردن وب
ذخـــــیره صفحه
پـست الکترونیک
بایگـــانی مطالب
در باره ی ما
 

سلام به وبلاگ خود خوش آمدید دوستان نظر یادتون نره دوستان اگه تونستید ب اون سایتی ک گفتم هم سری بزنید
موضاعات
[Catgory_Title]
پیوند وبلاگ
[Link_Title]

 

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

زیباترین سایت ایرانی

جدید ترین سایت عکس

نازترین عکسهای ایرانی


آرشیو ماهیانه
خرداد 1394
تیر 1393
اسفند 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
بهمن 1391
آبان 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
نویسندگان
نویسندگان
پیوند وبلاگ
[Link_Title]

:: تمام پیوندها ::
 
طراح قالب و کد های جاوا...

كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها: 39
RSS

طراح قالب و کد های جاوا...

Www.LoxBlog.Com

کد های وجاوا :


تسلیت به مردم شریف آذر بایجان
بزرگی نخستین زلزله تبریز 6.2 ریشتر اعلام شد.
 
به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران  نخستین زمین لرزه تبریز را ساعت 16.53 به بزرگی 6.2 ریشتر اعلام کرد.

این زمین لرزه در موقعیت  38.49 شمالی و 46.87 شرقی و عمق 10 کیلومتر صورت گرفته است.

مرکز این زمین لرزه  17 کیلومتری اهر، 19 کیلومتری ورزقان، 35 کیلومتری هریس و  510 کیلومتری تهران، تهران اعلام شده است.

این زمین لرزه که مدت زمان آن بیشتر بود به قدری مردم تبریز را به وحشت انداخت که زن و بچه به حالت گریان به خیابان‌ها فرار کردند و برخی نیز از حال رفته‌اند.

هنوز از خسارت این زمین‌ها لرزه‌ها در تبریز و شهرهای مورد اشاره گزارش نشده است.

تا لحظه مخابره خبر هنوز تلفن‌های ثابت و همراه تبریز با اخلال مواجه هستند.
شهر افسانه ی تروا
در بسیاری از کتاب ها شهر تروا شهری افسانه ای شناخته شده است که در آن شهر جنگ ها یی رخ داده است که در تاریخ نیامده است  پس از کشف خرابه های آن در سال ۱۸۷۰،در تپه ی حصار لیغ آناتولی در جنوب غربی داردانل و در نزدیکی ساحل دریا،واقعیت آن اثبات شد.به این ترتیب تروا شهری است که هم ریشه در واقعیت دارد و هم افسانه های زیادی حول آن شکل گرفته. این شهر در ایلیاد یکی از کتابهای شعر متعلق به هومر،توصیف شده است.

تروا در ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح پایه گذاری شد و تا ۵۰۰ سال پس از میلاد نه بار تخریب و دوباره بازسازی شد.به این ترتیب این شهر به مدت ۳۵۰۰ سال به صورت پیوسته ساکنانی داشته است. اولین تروا که در ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد سنگ بنای آن گذاشته شد ،در ۲۵۰۰ پیش از میلاد تخریب شد و تروای دوم به جایش ساخته شد . این تروا هم بر اثر آتش سوزی در ۲۳۰۰ پیش از میلاد از بین رفت. سپس تروای سوم و چهارم و پنجم یکی بعد از دیگری و به جای هم ساخته شدند.شواهد نشان میدهد که فعالیت قابل توجهی در آنها صورت نمی گرفته است.اما تروای ششم که بین ۱۲۷۵-۱۸۰۰ پیش از میلاد ساخته شد امروزه بسیار مورد توجه است و دیوارهای به جامانده از این شهر وضعیت خوبی دارند.

به دنبال تروای ششم،تروای هفتم،جایی بود که جنگ مشهور تروجان در ۱۲۰۰ پیش از میلاد در آن رخ داد که اولین جنگ بین شرق و غرب شناخته میشود.(تروجان به فرهنگ و مردم تروی اشاره دارد.)

جنگ تروا به انگلیسی trojan war یکی از بزرگترین جنگها در اسطوره شناسی یونان است.نبرد بین مردم آخایی و کوچ نشینان تروا از این روی رخ داد که پاریس فرزند پریام ،شاه تروا،که مهمان منلائوس شاه اسپارت بود،هلن همسر وی که دختر زئوس و زیباترین زن جهان بود را ربود و با خود به تروا برد.

از دیدگاه تاریخی در این که آیا این جنگ به واقع رخ داده یا نه شکهای فراوانی وارد است.

بر اساس افسانه ای یونانی،پایه گذار شهر تروا،ایلوس پسر تروس است و نام تروا از نام تروس مشتق شده است .پسر و جانشین ایلوس،لائومدون بود.در زمان او هرکول شهر را تسخیر کرد و لائومدون به دست هرکول کشته شد.در طول پادشاهی پسر لائومدون یعنی پریام بود که جنگ تروجان رخ داد و نتیجه ی این جنگ تسخیر و ویرانی شهر بود.تروجان هایی که از مهلکه گریخته بودند،دوباره شهرشان را ساختند .تروای هشتم میراث دوران هلنی را حفظ کرد اما تروای دهم تروای دوره ی رومی شد.این شهر در طول پادشاهی آگوستوس پایه گذاری شد و به نظر میرس تا قرن چهارم میلادی شهر بسیار مهمی بوده است.

منابع اصلی مرربوط به این جنگ دو اثر منظوم هومر یعنی ایلیاد و اودیسه میباشد،آثار دیگری نیز چون تلگونی که جزو اشعار حماسی است و نیز انه اید اثر ویرژیل همه به پیامدهای این جنگ اشاره دارند.

در میان ایزد بانوان هرا و آفرودیته و آتنه، سر یک سیب طلایی که نوشته بود: «تقدیم به زیباترین ایزد بانو»، اختلاف افتاد. آن ها از زئوس ایزدایزدان طلب داوری کردند. امّا زئوس دخالت نکرد و پاریس را به داوری برگزید. هرا به پاریس وعده ی حکمرانی بر کلّ آسیا را داد و آفرودیته وعده ی هلن اسپارتی، زیباترین زن جهان و آتنه،پیروزی تروی. پاریس آفرودیته را انتخاب نمود و آنطور که دیدید، هلن توسّط پاریس دزدیده شد و به تروی آوردند.

منلوس وقتی خبردار شد، به دیدن برادرش آگاممنان رفت و از او خواست از کلّ یونان هزار کشتی گرد آورد و به تروی حمله کند. آگاممنون پذیرفت و هزار کشتی در ساحل تروی نشست.

هکتور بهترین جنگجو در کلّ آسیای شرقی، برادر پاریس بود پسر شاه پریام بود که بدست آشیل کشته شد.

بهترین جنگجوی جهان. مادرش ایزد بانو تتوس، او را در کودکی در رود استوکس غوطه ور کرد به همین ترتیب آشیل رویین تن شد. بجز پاشنه ی پایش که تتوس گرفته بود. او در جنگ تروآ شرکت داشت.

مرگ هکتور، پاریس و آشیل

در نبردی بین سپاهیان تروی و یونان، پاتروکلوس جامه ی آشیل را پوشید و به جنگ رفت و هکتور او را کشت. آشیل برای انتقام، تنها جلوی دروازه ی تروی با هکتور جنگید و هکتور را کشت. به خواهش شاه پریام، آشیل جسد هکتور را به مردم تروی تحویل داد و جسد هکتور سوزانده شد. در جنگی دیگر، پاریس ناجوانمردانه آشیل را با زدن تیر به پاشنه ی پا کشت. خود او در همان جنگ کشته شد.

در سال دهم نبرد، هنگامی که هیچکدام بر دیگری برتری نیافته بودند، اودیسه یکی از جنگاوران پیشنهاد کرد که اسبی غول پیکر از چوب بسازند و حدود 30 تن از جنگجویان یونانی را در آن جا قرار دهند. بقیه سوار کشتی ها شده، و پنهان شوند. وقتی ساحل خالی شد، مردم تروی فکر کردند که پیروز شده اند و به بیرون ریختند. آنها فکر کردند که آن اسب غول پیکر، هدیه ای از یونانی هاست. پس آن را به داخل شهر آوردند و جشن و پایکوبی کردند.

پیروزی یونان

وقتی همه خوابیدند، کشتی ها به ساحل برگشتند. یونانی های داخل اسب هم بیرون ریخته و دروازه را بازکردند. بقیّه ی یونانی ها، به داخل شهر ریختند و همه را کشتند و مردم را به بردگی گرفتند. شاه پریام در این جنگ کشته شد. حالا ویرانه های شهر، در ترکیه ی امروزی قرار دارد.


خورشید
آغاز خورشید ما در عالم خیال به پنج میلیارد سال پیش باز می گردد ، به زمانی که از منظومه شمسی خبری نیست ونه سیارات موجودند، نه قمرها ، ونه خورشید ا ست . در واقع به جای آنها ابر عظیمی از غبارو گاز به نام سحابی وجود منظومه شمسی ما که شامل خورشید وسیارات هم خانواده آن می شود هموارهوجود نداشته دارد . این ابر شاید مدت ده میلیارد سال به آرامی در درحال چرخیدن بوده است اما به سبب نیروی جاذبه خود پراکنده نشده است. سپس در مجاورت آن ستاره ای منفجر می شود . این ستاره یک ابر نو اخترا ست . نیروی انفجار آن گازهای سحابی ما را به هم می فشارد . نزدیک شدن ذرات گاز به یکد یگر سبب افزایش نیروی جاذبه آنها می شود و تراکم آنها را باز هم بیشتر می کند . سپس تمام ابر شروع به انقباض می کند وبر اثر این انقباض سرعت چرخش آن افزایش می یابد و اندازه آن کوچکتر می شود . خورشید ما به صورت یک (( پیش ستاره )) : ابری کاز گاز و غبار منقبض می شود و به صورت سحابی خورشیدی درمی آید . در مرکز کره عظیمی از گاز درخشان وجود دارد که سرانجام منفجر می شود و به صورت خورشید ما در می آید .  تولد خورشید ما  بهتر است از نزدیک به سحابی ما ، ابری که فکر می کنیم منضومه شمسی ما از آن شکل گرفته است ، نظری بیفکنیم . بیش از 99 درصد ماده این سحابی از هیدروژن و هلیم ساخته شده است که از ساده ترین عناصر هستند . این عنصرها درهمان آغاز جهان شکل گرفته اند . یک درصد بقیه سحابی را عناصر سنگین تر تشکیل می دهند . این عنصرهای سنگین تر در طول حیات و مرگ انفجارآمیزستارگانی که بسیار بزرگتر از خورشید ما بودند به وجود آمده اند . انفجار آن ستارگان عنصر های سنگین تر را در فضا پخش کرد . در نتیجه انقباض سحابی ، بیشتر ماده آن به درون مرکز آن سقوط کرد و به صورت کره عظیمی از گاز درآمد . در مرکز این کره ، ماده به شدت به هم فشرده و بسیار داغ شد . اتمهای هیدروژن در این گرما و فشار با هم برخورد کردند و با پیوستن به یکدیگر به صورت اتم (( هلیم )) درآمدند . این فرایند همجوشی هسته ای نامیده می شود . همجوشی مزبور انرژی زیادی از خود آزاد کرد و هنگامی که انرژی مزبور به لایه های خارجی کره رسید ، شروع به درخشیدن کرد و بدین ترتیب ستاره ای که خورشید ماست زاده شد .  تاریخچه شناخت خورشید  تمدن های باستان بر این گمان بودند که زمین در مرکز جهان قرار دارد . بر اساس این عقیده که نظریه زمین مرکزی geocentric نام داشته و به وسیله یونانیان باستان پشتیبانی گردبده است ، خورشید ، ماه ، سیارارت و ستارگان روی دایره های مرکز متحد المرکزی به گرد زمین در گردشند .
گالیور
 

 گاليلو گاليله، منجم و دانشمند معروف ايتاليايى در طول حيات علمي خود، علاوه بر رياضيات به نجوم و اخترشناسي علاقه‏مند بود. هنگامي كه گاليله در دانشگاه ونيز مشغول تدريس بود، خبر اختراع تلسكوپ را شنيد و پس از چندي يك هلندي، نمونه‏اي از اين تلسكوپ را به ونيز آورد. با اطلاع گاليله از اين موضوع، علاقه به اخترشناسي او باعث شد تا شروع به ساختن تلسكوپ كند. وي بيشتر قطعات تلسكوپ را به تنهايى ساخت، حتي عدسي‏هاي آن را با سنگ، صيقل داد و براي بهره برداري آماده نمود. با اتمام كارساخت تلسكوپ در 18 اوت 1609م گاليله آن را متوجهِ آسمان كرد و با ديدگان دقيق و كنجكاوش، در پهنه آسمان فرو رفت. او ستارگان زيادي را ديد كه تا آن زمان از نظر پنهان مانده بودند. گاليله در طول تحقيقات خود به اين واقعيت پي برد كه كره ماه سطح كاملاً ناصافي دارد و مانند زمين پوشيده از كوه‏ها و دره‏هاي عظيم است. اين دانشمند ايتاليايى به وسيله تلسكوپ توانست چهار قمر سياره مشتري و حلقه دور سياره زحل را نيز كشف نمايد و بر دانش بشري اضافه كند. امروزه بشر با تلسكوپ‏هاي بسيار نيرومند قادر است اجرام آسماني دور دست را در فضاي بيكران رصد كند كه اين پيشرفت مرهون زحمات دانشمنداني نظير گاليله است.


نیما یوشیج

مصر باستان

مطلب را در ادامه ی مطلب بخوانید


مثلث برمودا

Bermuda Triangle.png

برای خواندن مطلب ادامه ی مطلب را کلیک کنید


مانی

پدر مانی، به نام فاتک یا پاتیگ، از همدان و مادر وی از خاندان کامسراگان با خویشاوندی با دودمان پادشاهی اشکانیان پارتی بود. برخورد نخستین مانی با ادیان و فرقه‌های دینی گنوسی رایج در بین النهرین ناشی از گرویدن پدرش به آنها بود. چرا که جذب آنان شده و به میان‌رودان نقل مکان کرده بود. زمانی‌که مانی شش ساله بود، پدرش ترک همسر کرد و به همراه فرزندش زندگی در میان الخسائیه (گنوسیان) را آغاز کرد، چرا که دوری گزیدن از زن و شراب و گوشت بخشی از باورها و وظایف دینی بسیاری از فرقه‌های گنوسی بود. بنابراین کودکی مانی در میان گنوسیان سپری گشت و آموزه‌های کودکی او متأثر از باورهای آنان شد، همچنانکه بعدها دین خودش نیز متأثر از باورهای گنوسی بود. او در نوجوانی ادعا کرد که به او وحی شده‌است و او فارقلیط، موعود عهد جدید است و واپسین فرستاده و پایان پیامبران، که فرمانروایی آدم را با هدایت الهی به سرحد نهایت می‌رساند، که در بر گیرنده کسانی چون شیث، نوح، ابراهیم، سام پسر نوح، نیکوتئوس، خنوخ، زرتشت، هرمس، افلاطون، بودا و عیسی است.

مانی کودکی با استعدادهای ویژه بود که سرشت تصوف گون را از پدر به ارث برده بود. گفته می‌شود که شخصی فراطبیعی با وی ارتباط برقرار کرده بوده‌است. او سفرهای دور و درازی به ایران، هندوستان باختری و شمال خاوری ایران کرد و به تبلیغ دینش پرداخت. پس از چهل سال سفر به همراه یاران خود به پارس بازگشت و پیروز برادر شاپور شاه را به آیین خود درآورد. مانی تحت تأثیر ماندایی یا مندایی‌گران، موعظه‌های خود را در سال‌های جوانی آغاز کرد. بنابر زندگی‌نامه‌های بیرونی که در دانش‌نامه سده ۱۰ام: الفهرست ابن ندیم نگهداری می‌شود، در دوران جوانی خود، مانی از روحی که بعدها سیزیگس یا همزاد نامیده شده، وحی دریافت کرده بود و به او حقایق الهی دیانت را آموخته بود. در این دوره گروه‌های بسیار موجود به ویژه مسیحیان و زرتشتیان برای قدرت اجتماعی-سیاسی قوی‌تر با هم در حال رقابت بودند. مانی همچنین از کتاب‌های مقدسی چون پوران و کورال نیز پیروی کرد.

گرچه پیروان آیین مانی کمتر از زرتشتیان بودند، برای نمونه، مانی‌گرایان از پشتیبانی اشخاص بلندرتبه سیاسی برخوردار شدند و به یاری شاهنشاهی ساسانی، مانی می‌توانست فرستادگان فراوانی به دیگر بخش‌های جهان بفرستد.

نخستین فرستاده مانی به امپراتوری کوشانیان در شمال باختری هندوستان بود (چنانچه نقش‌های فراوان دینی در بامیان در توصیف اویند)، جایی که باور بر آن است که برای مدت زمانی زندگی کرده و به آموزش پراخته‌است. گفته می‌شود که به سمت درهٔ ایندوس در هندوستان در ۲۴۰ یا ۲۴۱ پس از میلاد با کشتی حرکت کرده‌است و پادشاه بودایی: توران شاه هندوستان را به آیین خود درآورده‌است. در آن زمان است که به نظر می‌رسد اثرات گوناگونی از بودایی‌گری به مانوی‌گری سرایت کرده‌است :"نفوذ بودایی‌گری بر ساخت اندیشه دینی مانی قابل توجه است. حلول ارواح، باور مانی‌گران شد و ساختار چهار جانبهٔ اجتماع مانوی، میان راهبان مرد و زن، (گزیدگان) و پیروان غیر روحانی (نیوشندگان) که ایشان را پشتیبانی می‌کردند، تقسیم گردید، که به نظر می‌رسد این هم بر پایه سنگ‌های بوداییان باشد. پس از شکست در برابر بردن هواداری نسل بعدی و مرتد اعلام شدن او توسط موبدان زردشتی، گزارش شده‌است که مانی در زندان در انتظار فرمان اعدام شاهنشاه ایران، بهرام یکم، در گذشت. در حالی که در شرح‌های دیگر، مرگ او را کندن پوست یا بریدن سر وی اعلام می‌کنند.


سهراب سپهری

سهراب سپهری در ۱۴ مهر ۱۳۰۷ در کاشان به دنیا آمده که بطور رسمی زادروزش را ۱۵ مهرماه ثبت کرده‌اند.[۲] پدربزرگش میرزا نصرالله خان سپهری نخستین رییس تلگراف‌خانه کاشان، پدرش «اسدلله» و مادرش «ماه جبین» نام داشتند که هر دو اهل هنر و شعر بودند.[۳]

دورهٔ ابتدایی را در دبستان خیام کاشان (شهید مدرّس فعلی) (۱۳۱۹) و متوسّطه را در دبیرستان پهلوی کاشان خرداد ۱۳۲۲ گذراند و پس از فارغ‌التحصیلی در دورهٔ دوسالهٔ دانش‌سرای مقدماتی پسران به استخدام ادارهٔ فرهنگ کاشان درآمد.[۴] در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعهٔ شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و نشان درجه اول علمی را دریافت کرد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعهٔ شعر خود را با عنوان زندگی خواب‌ها منتشر کرد. در آذر ۱۳۳۳ در ادارهٔ کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت.[۵]

وی به فرهنگ مشرق زمین علاقه خاصی داشت و سفرهایی به هندوستان، پاکستان، افغانستان، ژاپن و چین داشت. مدتی در ژاپن زندگی کرد و هنر «حکاکی رو چوب» را در آنجا فراگرفت. همچنین به شعر کهن سایر زبانها نیز علاقه داشت از اینرو ترجمه‌هایی از شعرهای کهن چینی و ژاپنی را انجام داده‌است.[۶]

در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمنا در مدرسهٔ هنرهای زیبای پاریس در رشتهٔ لیتوگرافی نام نویسی کرد. وی همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه‌های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت. سهراب سپهری مدتی در اداره کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال ۱۳۳۷ مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکدهٔ هنرهای تزئینی تهران نمود. پدر وی که به بیماری فلج نیز مبتلا بود، در سال ۱۳۴۰ فوت می‌کند. در اسفند همین سال بود که از کلیهٔ مشاغل دولتی به کلی کناره‌گیری کرد. پس از این سهراب با حضور فعال تر در زمینه شعر و نقاشی آثار بیشتری آفرید و راه خویش را پیدا کرد. وی با سفر به کشورهای مختلف ضمن آشنایی با فرهنگ و هنرشان نمایشگاه‌های بیشتری را برگزار نمود.

سهراب هنرمندی جستجوگر، تنها، کمال طلب، فروتن و خجول بود که دیدگاه انسان مدارانه اش بسیار گسترده و فراگیر بود. از اینرو آثار وی همیشه با نقد و بررسی همراه بوده که برخی از این کتابها چنین می‌باشند: «تا انتها حضور»، «سهراب مرغ مهاجر» و «هنوز در سفرم»، «بیدل، سپهری و سبک هندی»، «تفسیر حجم سبز»، «حافظ پدر، سهراب سپهری پسر، حافظان کنگره» و نگاهی به «سهراب سپهری».


جلال آل احمد
جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در سال 1302 در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد.

پدرش در کسوت روحانیت بود و از این رو جلال دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند. پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد، پس از ختم تحصیل دبیرستانی، پدر او را به نجف نزد برادر بزرگش سید محمد تقی فرستاد تا در آنجا به تحصیل در علوم دینی بپردازد، البته او خود به قصد تحصیل در بیروت به این سفر رفت، اما در نجف ماندگار شد. این سفر چند ماه بیشتر دوام نیاورد و جلال به ایران بازگشت.
در سال 1324 با چاپ داستان «زیارت» در مجله سخن به دنیای نویسندگی قدم گذاشت و در همان سال، این داستان در کنار چند داستان کوتاه دیگر در مجموعه "دید و بازدید" به چاپ رسید.
در سال 1326 به استخدام آموزش و پرورش درآمد. در همان سال  کتاب «از رنجی که می بریم» چاپ شد که مجموعه 10 قصه کوتاه بود و در سال بعد «سه تار» به چاپ رسید. پس از این سالها آل احمد به ترجمه روی آورد. در این دوره، به ترجمه آثار «ژید» و«کامو»، «سارتر» و «داستایوفسکی» پرداخت و در همین دوره با دکتر
سیمین دانشور ازدواج کرد.
در طی سالهای 1333 و 1334 «اورازان»، «تات نشینهای بلوک زهرا»، «هفت مقاله» و ترجمه مائده های زمینی را منتشر کرد و در سال 1337 «مدیر مدرسه» «سرگذشت کندوها» را به چاپ سپرد. دو سال بعد «جزیره خارک- در یتیم خلیج» را چاپ کرد. سپس از سال 40 تا 43 «نون و القلم»، «سه مقاله دیگر»، «کارنامه سه ساله»، «غرب زدگی» «سفر روس»، «سنگی بر گوری» را نوشت و در سال 45 «خسی در میقات» را چاپ کرد و هم «کرگدن» نمایشنامه ای از اوژان یونسکورا. «در خدمت و خیانت روشنفکران» و «نفرین زمین» و ترجمه «عبور از خط» از آخرین آثار اوست.
آل احمد در صحنه مطبوعات نیز حضور فعالانه مستمری داشت و در این مجلات و روزنامه ها فعالیت می کرد.
این نویسنده پر توان در اواخر عمر، به کلبه ای در میان جنگلهای اسالم کوچ کرد.
جلال آل احمد، در غروب روز هفدهم شهریور ماه سال 1348 در چهل و شش سالگی زندگی را بدرود گفت.


آخرین مطالب ...
» فروش کلش اف کلنز
» کمی در مورد هواپیما اف 14
» دو دوست و چهل شهر
» سایت کار رو در آمد
» زندگی نامه ی هیتلز
» 15 شگفتی مغز انسان
» 15 شگفتی بدنسان
» یک تصویر زیبا
» کمی در مورد شهر شوش
» طب سوزنی

Home | FeedBack

Copyright © 2008 LoxBlog.Com . All Rights Reserved. Translation Www.NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران